الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

214

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

ابن منظور : « بعج بطنه بالسكين ؛ شكمش را با كارد دريد و دل و روده‌اش آويزان شد » . « 1 » نظر نگارنده : شايد دستور حبس ايشان ، براى اخلال در نظم عمومى و مصلحت امنيت جامعه ، نه به دليل مستى باشد ؛ زيرا اگر شراب‌خوارى ثابت شود بايد فرد حد بخورد و يا از آن رو كه بايد مست ، بيدار و هوشيار شود بعد حد بر او جارى شود تا درد آن را بچشد . با توجه به اين مطلب ، فقيهان در حكمى كه از روايت استفاده مىشود مناقشه كرده‌اند و ما به كلام صاحب جواهر بسنده مىكنيم : . . . بلكه در كشف الرموز است كه ، اين خبر ، به صواب نزديك‌تر است ؛ زيرا قاتل مشخص نيست و اشتراك آنان در قتل هم نامعلوم است ؛ چون احتمال دارد يكى از آنان قاتل باشد كه در اين صورت به ديه رجوع مىشود ؛ زيرا خون مسلمان نبايد به هدر برود و ديه بر چهار قبيله تقسيم مىشود براى اين كه هر كدام از آنان در قتل ، تأثير داشتند اگر چه در آن اشكال هست كه غرامت پرداختن عاقله بر خلاف اصل است به خصوص بعد از اتفاق ظاهرى بر اين كه عمل عمدى مست ، موجب قصاص يا شبه عمد موجب ديه از مال مست مىشود و قائلى به خطاى محض بودن آن نيست ، بنابراين كه اگر دانسته شود كه هر يك از آنان در قتل تأثير داشتند اولياى مقتولين مىتوانند بقيه را بكشند و اگر چه معلوم نيست چرا ديه بر عاقلهء آنان باشد ؟ . . . آرى ، آن چه اصول در مثل اين موارد اقتضا مىكند اين است كه يا بايد حكم « لوث » را در آن اجرا كرد يا ديه ساقط شود و هر كدام از آنان به دليل عدم آگاهى از ماجرا ، قصاص شوند . « 2 » 4 . زندانى كردن اشرار و فاسدان رواياتى از شيعه و سنى وارد شده كه امير المؤمنين - عليه السلام - اشرار ، گناهكاران ، مفسدان را زندانى مىكرد همچنان كه غاية المأمول و سرخسى در مبسوط به همين فتوا داده‌اند و از فقيهان ما شيخ مفيد متعرّض افراد بدذات فاسد شده و همان حكم راهزنان و محاربان را در مورد اينان داده است . روايات 1 . و بهذا الإسناد [ أخبرنا محمد ، حدّثني موسى ، حدّثنا أبي ، عن أبيه ، عن جدّه جعفر بن محمد ،

--> ( 1 ) . لسان العرب ، ج 2 ، ص 214 و مانند آن در : مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 278 ؛ معيار اللغه ، ج 1 ، ص 203 . ( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 42 ، ص 92 ، نك : شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 253 ؛ مسالك الافهام ، ج 15 ، ص 358 .